займы с плохой кредитной историей

📙📙 ۱- مطالعه کنید و بواسطه دانشی که کسب شده، در بیان دیدگاه های خود بی پروا باشید.
۲- باید بدانید که دانستن تئوری های مدیریتی، برای اداره یک سازمان کافی نیست. زیرا سازمان تشکیل شده از انسانها است که پیچیده ترین سیستم را دارند و در شرایط مختلف واکنش های متفاوتی بروز می دهند. همیشه بدنبال ترکیبی از تئوری مدیریت و استفاده از تجارب دیگران برای اداره یک سازمان باشید.

۳- برای اداره سازمان خود تنها بدنبال نیروی کمکی از خارج (‌سطوح بالاتر) نباشید. در صورتیکه تکیه گاه خود را در سازمان نیابید تنها خواهید ماند.(تکیه گاه شما تک تک افراد سازمانتان خواهند بود).
۴- شما به عنوان مدیر سیستم با مشکلات زیادی روبرو خواهید بود، در باتلاق پیدا کردن راه حلِ جزء جزء مشکلات غرق نشوید، در صورت درگیر شدن با هر کدام از آنها، ممکن است حرکت سازمان متوقف شود.
۵- مسائل کلیدی سازمان را بیابید و پاسخ های واقعی و قاطع برای آنها پیدا کنید.( اهداف کلی و استراتژی سازمان)
۶- برای شناخت سازمان، اول خودتان رابشناسید. اگر درک صحیحی از خود ندارید نمی توانید شناختی از سیستم و موجودیت های سیستمتان پیدا کنید.
۷- در صورت داشتن شناخت دقیقی از خود و توانایی های خود می توانید مدیریت سازمانی را بپذیرید. پس برای سوالهای زیر پاسخی روشن بیابید:
من چه کسی بوده ام؟
بعد از پذیرفتن این مسئولیت ( مدیریت یک سازمان) چه کسی هستم؟
قرار است در آینده چه کسی باشم؟ ( بعد از اتمام مسئولیت)
آینده سازمان شما برآیند پاسخ های شما به سوالات بالاست.
۸- پس از قبول مدیریت یک مجموعه با شناخت دقیق از وضعیت گذشته سازمان و تحلیل آن به درک روشنی از آینده سیستم خواهد رسید و می توانید با علم به امور جاری، برای آینده سازمان برنامه ریزی کنید.
۹- همواره با نگاهی به گذشته و تحلیل وضعیتی که داشته اید و همچنین نظری به وضعیت حال حاضر خود، به اثری که شما در جامعه داشته اید بیاندیشید.
۱۰- به زیر دستان خودتان احترام بگذارید و آنها را مورد تکریم قرار دهید حتی اگر خودتان مورد تکریم قرار نگرفته و یا نمیگیرید. با این کار شما تکریم مشتری را به پرسنل سازمانتان آموزش می دهید.(شما به عنوان مدیر سازمان وظیفه دارید این چرخه معیوب که سازمان مورد تکریم قرار نگرفته مشتری را تکریم نخواهد کرد را از نقطه ای متوقف کنید. گرچه خود شما مورد تکریم نیستید ولی مسئول تکریم سازمانتان هستید.)
۱۱- تکریم و احترام به مشتری، به عنوان یک شرط اساسی برای داشتن یک سازمان سالم زمانی محقق می شود که تمامی افراد سازمان (زیر دستان، کارمندان، مدیران و حتی روسا) درکی از احترام متقابل در مجموعه داشته باشند. شما بدون احترام گذاشتن به همکاران خود، توقع ترغیب آنها به همکاری را نداشته باشید. شما می توانید از تکریم همکار به تکریم مشتری برسید.
۱۲- ذهنیت “فرمان ده مطلق” و ” فرمان بر مطلق” که همچون بیماری است از خود و مدیرانتان دور کنید. به زیردستانتان اجازه ابراز وجود و  فرصت ارائه پیشنهاد بدهید.
۱۳- ارتقاء شغلی به عنوان یک ضرورت کیفی است نه بعنوان هدف ( که یک بیماری است) این تفاوت را درک کنید. اگر سازمان از این بیماری رنج می برند شما مسئول درمان آن هستید.
۱۴- این باور را در خودتان و سازمان ایجاد کنید که ارزش، در کیفیت محصول شغل افراد است و نه موقعیت شغلی آنها، باور کنید هیچ موقعیتی در سازمان به خودی خود دارای ارزش نیست.
۱۵- تمامی موقعیت ها و رده های سازمان خاص و بی بدیل اند. ( اگر نیستند شما مسئول تعریف مجدد آنها هستید.)
۱۶- افراد سازمان به پشتوانه استعداد و شایستگی هایشان یک جایگاه واقعی در سازمان دارند و در آن شغل و حرفه ارتقاء پیدا کنند.
۱۷- دلسوزی بیجا همانند یک بیماری است، آنرا در خودتان درمان کنید.
۱۸- کارهایی که خلاف اصول اخلاقی است و نباید انجام شوند، انجام ندادن آنها وظیفه شماست، منتی بر سر دیگران نیست.
۱۹- بیماری انتظار رفتار فوق العاده در عوض احترام گذاشتن یا ابراز صمیمیت را در خودتان درمان کنید.   اگر در قبال این نوع رفتارها، احترام شما زیر سوال میرود مشکل در خود شما است نه در این رفتارها.
۲۰- تضادی میان قاطعیت شما به عنوان مدیر سیستم و رفتار صمیمانه و محترمانه با کارمندان وجود ندارد.
۲۱- به عنوان یک مدیر، وظیفه دارید با رفتار خوب و محترمانه درجه اهمیت هر کس در مجموعه را به او یادآوری کنید و احساس ارزشمند بودن را به او انتقال دهید.
۲۲- بعنوان یک قانون بپذیرید که رفتار خوب منتج به نتیجه خوب خواهد بود. اگر اینگونه فکر نمی کنید، تعریف هایتان را عوض کنید.
۲۳- بدانید احترام به دیگران جزو تکالیف اخلاقی هر فردی در سازمان می باشد و انجام آن نباید به عنوان منتی بر دوش افراد مجموعه باشد.
۲۴- در رفتار با افراد درون سازمان، عادل باشید ولی این عدالت به معنی یکسان برخورد کردن با همگان نیست، بلکه بایستی در جهت رشد توانمندی ها و افزایش میزان درک افراد، با آنها متفاوت رفتار کرد.
۲۵- نتیجه هر رفتاری در سازمان باید رشد توانمندی ها، افزایش میزان درک و ارزش تک تک افراد سازمان باشد. تمامی رفتارهای شما در جهت نیل به این هدف، معنی دار هستند و لاغیر.
۲۶- به عنوان یک اصل در زندگی بدانید که افراد درون اجتماع  و سازمان، چیزی نخواهند بود که ما می خواهیم باشند بلکه آن چیزی خواهند بود که هستند یا خود می خواهند که باشند. در شناخت و انتخاب آنها دقت کنید و آنها را در جایی که باید باشند به کار بگیرید.
۲۷- از ابتدا در تشخیص آنچه افراد شما هستند دقت کنید و آنها را در آنجا که باید باشند به کار بگیرید و به آنها هدفی را که باید به آن برسند به روشنی بگویید، ابزار و وسایل لازم جهت توفیقشان را در اختیار قرار دهید، زمان لازم جهت بروز توانمندی هایشان را به آنها بدهید، اقداماتشان را دائماً ارزیابی کنید و نتیجه آن را به آنها اعلام نمایید و از آموزش آنها غفلت نکنید، افراد می توانند در سازمان شما به کمال برسند. آنگاه این یعنی رضایت، یعنی رفتار خوب.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

займ на карту онлайн срочный займ на карту займ на карту срочно без отказа