займы с плохой кредитной историей

۱- مقدمه: الگوهای مدیریت ریسک همچون زبان‌های مشترکی برای بیان میزان رویارویی یک صنعت و یا عرصه‌ای از خدمات با ریسک‌های درگیر آن می‌باشد. علاوه بر این، نقش این الگوها در برخورد سازنده و علمی با ریسک‌های مشترک غیر قابل انکار است. در این مقاله به شاخص‌های مهم الگوهای مطرح در زمینه مدیریت ریسک  اشاره شده است.


۲- الگوی مدیریت ریسک آمریکا
استاندارد مدیریت ریسک آمریکا نتیجه تلاش متخصصان برگزیده سازمان‌های بزرگ مدیریت ریسک در کشورهای پیشرفته صنعتی است. این سازمان‌ها شامل موسسه مدیریت ریسک و انجمن  بیمه و مدیران ریسک می‌باشد. به علاوه متخصصان این سازمان‌ها نظرات و پیشنهادهای دیگر سازمان‌های حرفه‌ای  که به بحث ریسک علاقه‌مندند را نیز جویا شده‌اند. مدیریت ریسک علمی، یک مبحث جدید و در حال توسعه است. در این مورد که در الگوی مدیریت ریسک آمریکا چه نکات و مباحثی را در  بر می‌گیرد، چگونه باید آن را اجرا کرد و هدف از آن چیست، نظرات مختلف و متفاوتی وجود دارد. بنابراین، یک استاندارد توافق شده مورد نیاز است تا در زمینه‌های زیر به وحدت رویه رسید:

یک اصطلاح شناسی واحد در زمینه واژگان مورد استفاده
روندی که بر اساس آن مدیریت ریسک قابل اجرا باشد
ایجاد واحدی مستقل در ساختار سازمانی برای مدیریت ریسک
تدوین اهداف از قبل تعیین شده برای مدیریت ریسک.

استاندارد مدیریت ریسک دو بعد ظاهری و پنهانی دارد. مدیریت ریسک  صرفا روشی قابل استفاده برای شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی نیست بلکه برای اجرای هر نوع فعالیتی خواه کوتاه مدت یا بلند مدت به کار می‌رود. در مدیریت ریسک، منافع و اشکال قابل حصول از یک فعالیت نه فقط در بستر خود آن فعالیت، بلکه در رابطه با منافع کلیه افرادی که به نوعی از نتایج عمل تاثیر خواهند پذیرفت، مطرح می‌گردد. راه‌های متعددی برای حصول به اهداف مدیریت ریسک وجود دارد که بررسی همه آنها در یک مقاله امکان‌پذیر نیست. بنابراین، در ایجاد این استاندارد هرگز قصد بر این نبوده است که یک رهیافت تجویزی به سازمان‌ها ارایه گردد. استانداردهای مدیریت ریسک در انتخاب استراتژی‌های مناسب برای نیل به اهداف تعیین شده و ارزیابی عملکرد بسیار مفید است.
در مبحث شناسایی ریسک در این استاندارد، میزان درگیر شدن یک سازمان در یک وضعیت مهم مد نظر است. این کار مستلزم داشتن درک عمیق در مورد سازمان، بازاری که سازمان در آن فعالیت دارد، بستر حقوقی، اجتماعی سیاسی و فرهنگی آن سازمان و نیز اهداف استراتژیک و عملیاتی سازمان از قبیل عوامل موثر در موفقیت و یا شکست در نیل به این اهداف است. شناسایی ریسک باید به صورتی روش‌مند انجام گیرد تا اطمینان حاصل شود که کلیه فعالیت‌های مهم درون سازمان شناسایی شده و کلیه ریسک‌هایی که ممکن است از آنها ناشی شود تعریف گردیده است. همچنین لازم است کلیه بی‌نظمی‌ها و بی‌ثباتی‌های ممکن در این فعالیت شناسایی و طبقه‌بندی گردند. تصمیمات و فعالیت‌های اقتصادی یک سازمان را می‌توان به صورت‌های مختلفی طبقه‌بندی کرد که نمونه‌هایی از آنها در زیر آورده شده است:
الف) استراتژیک: این گروه از فعالیت‌ها مربوط به فرآیندهای نیل به اهداف استراتژیک و بلند مدت سازمان می‌باشد. عوامل موثر بر این گروه از اهداف و فعالیت‌ها عبارت‌اند از: میزان دسترسی به سرمایه، ریسک‌های سیاسی، تغییرات حقوقی و قانون‌گذاری، اعتبار شرکت و تغییرات در محیط فیزیکی.
ب)عملیاتی: این دسته شامل فعالیت‌های روزمره‌ای هستند که سازمان‌ها در راه تلاش برای نیل به اهداف استراتژیک خود انجام می‌دهند.
ج)مالی: این فعالیت‌ها شامل مدیریت کارآمد و کنترل منابع مالی سازمان و تاثیرات عوامل خارجی از قبیل دسترسی به اعتبارات، نرخ ارز و نحوه گردش وجه نقد و دیگر تغییرات بازار سهام است.
د)مدیریت اطلاعات: این بخش از فعالیت‌ها مربوط به مدیریت کارآمد و کنترل منابع اطلاعاتی سازمانی است که از عوامل خارجی در این زمینه می‌توان به استفاده غیر مجاز یا تخریب دارایی‌های اطلاعاتی، عدم به‌روز نمودن سیستم‌های اطلاعای و تکنولوژی رقابتی اشاره کرد. از عوامل داخلی در این زمینه نیز می‌توان از عملکرد نامناسب سیستم‌های اطلاعاتی یا فقدان کارکنان متخصص نام برد.
ه)بازار: در این مفهوم عواملی چون بهداشت و ایمنی محیط زیست، حمایت از مصرف کننده، حفاظت از اطلاعات، استخدام نیرو و مقولات قانون‌گذاری مطرح می‌گردد.
اگر چه تعریف ریسک برای یک سازمان می‌تواند توسط مشاوران خارج از آن نیز ارایه شود ولی درصورتی که این کار توسط متخصصان داخلی بر مبنای اوضاع و شرایط سازمان انجام گردد بسیار موثرتر خواهد بود. الگوی مدیریت ریسک آمریکا شامل اجزای زیر می‌باشد:

توصیف ریسک
هدف از توصیف ریسک نمایش ریسک شناسایی شده به صورتی نظم یافته است. یک جدول توصیف ریسک (جدول۱) می‌تواند برای تسهیل توصیف و ارزیابی ریسک به کار رود. استفاده از یک ساختار خوب برای شناسایی، توصیف و برآورد جامع انواع ریسک‌های ممکن ضروری است. با ملاحظه پیامدها و احتمال وقوع هر یک از ریسک‌هایی که در جدول توصیف شده است، اولویت‌بندی ریسک‌های عمده که نیاز به تحلیل عمیق‌تری دارند ممکن می‌گردد. شناسایی ریسک مربوط به فعالیت‌های شغلی و تصمیم‌گیری‌های آن با عناوین استراتژیک، تاکتیکی و پروژه‌های عملیاتی طبقه‌بندی می‌شوند. البته مهم است که مدیریت ریسک را نه فقط در طول زمان اجرای یک پروژه، بلکه از همان ابتدای کار یعنی از مرحله طراحی و در جریان انجام پروژه وارد نمود.

جدول ۱- توصیف ریسک در استاندارد مدیریت ریسک آمریکا

۱- نام ریسک

مشخصه فنی و ثبت شده ریسک یا علامت تجاری آن

۲- دامنه ریسک

توصیف وقایع، ابعاد و نوع آنها و این که به چه چیزهایی بستگی دارند

۳- ماهیت ریسک

استراتژیک، عملیاتی، مالی و یا اطلاعاتی

۴- افراد ذینفع

افراد ذینفع و انتظارات آنها

۵- کمیت ریسک

میزان اهمیت و احتمال ریسک

۶- تلورانس ریسک

   امکان بالقوه خسارت، تاثیر مالی ریسک، احتمال و اندازه زیان یا موفقیت بالقوه اهداف کنترل ریسک و تعیین سطح مطلوب عملکرد

۷- مکانیزم‌های مواجهه یا کنترل ریسک

  ابزار اصلی که ریسک توسط آنها مدیریت می‌شود، سطح اعتمادپذیری ابزار در کنترل فعلی، شناسایی و تعیین طرح‌هایی برای مشاهده روند کار و بازنگری در عملکرد

۸- کنش بالقوه برای بهبود

توصیه‌هایی برای کاهش ریسک

۹- محصولات استراتژیک

شناسایی عملکردی که مسوول تغییر استراتژی و سیاست‌گذاری است

تخمین یا برآورد ریسک
تخمین ریسک می‌تواند بر حسب احتمال رخ داد و پی‌آمد آن و به صورت کمی یا نیمه کمی و حتی کیفی باشد. در مبحث مدیریت ریسک، پس از شناسایی و اندازه گیری ریسک، به مرحله کنترل ریسک وارد می‌شویم. در این مرحله، با تاکید براین که کنترل ریسک می‌باید اقتصادی باشد، سه راه پیش رو داریم:
الف- کاهش ریسک
ب- نگهداری ریسک
ج- انتقال ریسک

الف) کاهش ریسک
کاهش ریسک یا به عبارتی کاهش خسارت شامل موارد زیر است:
– کاهش خسارت قبل از حادثه: معمولا مدیر ریسک به ندرت در جریان تغییرات قرار می‌گیرد و در نتیجه، اقدامات وی برای کاهش خسارت قبل از حادثه، محدود است.
– کاهش خسارت پس از حادثه، بطوری که پس از وقوع حادثه، شدت و گستردگی آن محدود شود.

ب)نگهداری ریسک
وقتی ریسک شناسایی شد و تا حد امکان کاهش یافت، تصمیم بعدی مسلما تمایل به این است که به سرعت آن را انتقال دهیم. ولی قبل از انتقال باید متقاعد شویم که این کار اقتصادی است و یا نمی‌توانیم آنرا ذخیره سازیم. یعنی اینکه ریسک ممکن است در سطحی باشد که انتقال آن صرفه اقتصادی نداشته باشد. بنابر این باید از روش‌های مختلف تامین مالی ریسک و هزینه‌های آن اطلاع داشت  و اولا سازمان را با نگهداری ریسکی که بالاست در معرض زیان قرار نداده و ثانیا ریسک‌هایی را که در سطوح پایین‌تری قرار دارند با ارزیابی و برآورد دقیق هزینه‌های متحمله بدون انتقال آنها، نزد خود نگه داشت.

ج)انتقال ریسک
در این مرحله مدیر ریسک با مطالعه بر روی ریسک‌های سازمان و تجزیه و تحلیل آنها به انتقال ریسک اقدام نموده و آثار مالی آنرا به طرف دیگری منتقل می‌نماید. متداول‌ترین روش انتقال ریسک از طریق فرآیند بیمه‌گری است. برای یک مدیر ریسک بیمه تنها یک مکانیزم انتقال است. برای یک بیمه‌گذار، حق بیمه هزینه‌ای است که به میزان معین برای پوشش خسارت‌های احتمالی پرداخت می‌شود و دارای این مزیت است که می‌تواند برای آن بودجه‌بندی نماید؛ بجای آنکه منتظر وقوع خسارتی بماند که از میزان آن اطلاعی ندارد و برای آن به همان میزان بودجه در نظر نگرفته است.
قبل از انتقال ریسک توسط خرید پوشش‌های بیمه‌ای، باید نسبت به تجزیه و تحلیل پوشش‌ها و ارزیابی هزینه پوشش‌ها اقدام نماید.

تجزیه و تحلیل پوشش‌های بیمه‌ای
در این مرحله شرایط و متن بیمه نامه‌ها بدقت مطالعه می‌شود تا اطمینان حاصل گردد خطری بدون پوشش باقی نخواهد ماند. در این مرحله شکل نهایی پوشش، محدودیت غرامت، میزان مسوولیت بیمه‌گران، حق بیمه پرداختی و نحوه نوسانات نرخ، جریان خروج نقدینگی، خدمات قابل ارایه توسط بیمه‌گر، توانایی مالی آن و وظایف بیمه‌گذار در قبال بیمه‌گر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 ارزیابی هزینه خرید پوشش‌های بیمه‌ای
بطور کلی خروج نقدینگی از سازمان بیمه‌گذار بطرف بیمه‌گر در ابتدای پوشش بیمه‌ای، بصورت پرداخت حق بیمه انجام می‌گیرد و بدنبال آن، ورود نقدینگی بعنوان پرداخت خسارت‌ها از طرف بیمه‌گر بسوی بیمه‌گذار جریان می‌یابد. تاخیر در این دو جریان خروجی و ورودی که در بعضی پوشش‌ها ممکن است سال‌ها بطول بیانجامد، باید از نظر ارزش پول و عامل ایجادی آن مورد بررسی قرار گیرد. یعنی حق بیمه‌ای که در ابتدای شروع بیمه‌نامه با ارزش پولی حال پرداخت می‌شود باید با جریان ورودی پرداخت خسارت توسط بیمه‌گر که در آینده تنزیل می‌شود، مقایسه و ارزیابی شود. مدیر ریسک باید تخمین‌ها و اطلاعاتی درباره مدت تاخیر در پرداخت خسارت را در رشته‌های مختلف بیمه‌ای داشته باشد تا بتواند این ارزیابی را انجام دهد. ضمن آنکه روش‌های  مختلف پرداخت حق بیمه نیز باید مد نظر قرار گیرد.

برنامه‌ریزی بیمه‌ای
در این مرحله مدیر ریسک باید نیازهای بیمه‌ای را تعیین، برنامه‌های بیمه‌ای جاری را بازبینی و واسطه‌های    بیمه‌ای را ارزیابی و انتخاب کند.
قبل از اینکه در مورد تطبیق وضعیت بیمه‌ای جاری با نیازهای سازمان داوری شود، لازم است ریسک‌های بیمه شدنی سازمان را شناسایی نماییم. ماهیت این ریسک‌ها تحت تاثیر فعالیت‌های تولیدی سازمان، تعهدات قراردادی و الزامات قانونی است که سازمان بعنوان قسمتی از تعهدات حقوقی باید بعهده بگیرد.

اطلاعات مورد نیاز برای بررسی در این زمینه عبارتند از:
– ماهیت فعالیت‌ها
– محل استقرار
– دارایی‌ها
– کارکنان
– مشتری‌ها
– عرضه کنندگان مواد و خدمات به سازمان
مدیر ریسک برای این منظور از چک لیستی استفاده می‌کند که در آن هر کدام از موارد فوق تکمیل می‌گردد. در فرآیند تجزیه و تحلیل نیز حوزه‌های اصلی ریسک سازمان و توازن میان آنها مشخص می‌شود.

بازبینی برنامه
در دوره‌های مشخص، مدیر ریسک باید برنامه‌های سازمان را برای تامین مالی ریسک ارزیابی کند. هدف از بازبینی برنامه، ارزیابی کلی وضعیت کنونی از دیدگاه خطرهای جاری و بالقوه برای تعیین ارزش برنامه‌ریزی بیمه‌ای و توجه به راهکارهای دیگر همچون افزایش سطح نگهداری ریسک و یا استفاده از روش‌های دیگر تامین مالی ریسک می‌باشد. مدت بازبینی عموما بین ۲ تا ۵ سال است. استفاده از مشاوران و یا کارشناسان متخصص در این زمینه برای بازبینی ضروری است.

بازبینی بیمه‌های جاری
بخشی از فرآیند بازبینی شامل ارزیابی مجدد بیمه‌های جاری است. گزارش حق بیمه‌ها و سوابق خسارتی برای ۳ تا ۵ سال گذشته باید بر اساس تجزیه و تحلیل هزینه‌ها بر اساس موارد زیر باشد:
– نوع پوشش بیمه‌ای خطرات
– ناحیه یا موقعیت زیر پوشش
– گروه‌های فعال در عملیات بیمه‌گری
– توان مالی و خدماتی سازمان‌های بیمه‌گر.

وقتی فرآیند بازبینی ریسک کامل شد، سازمان بدنبال یافتن بازاری با کمترین هزینه و بهترین پوشش است. برای این کار باید مشخصاتی از ریسک‌ها و خطرات تهیه و به بازار عرضه شود. این گزار ش باید شامل موارد زیر باشد:
– خلاصه اطلاعات مربوط به ریسک
– شرح کلی خسارت‌ها در هر رشته اصلی بیمه برای ۳ تا ۵ سال
– شرح هر خسارت
– تجزیه و تحلیل هر خسارت
– توجه به وضعیت غیر عادی در سوابق خسارتی
– توضیح برنامه بیمه‌ای، حق بیمه‌ها و فهرست منابع اطلاعاتی

۳- الگوی مدیریت ریسک  آلمان
مراحل کلی مدیریت ریسک در الگوی بیمه‌گران درمان آلمان عبارتند از:
–  تعیین فراوانی و شدت ریسک‌ها
– تعیین ساختار و تنظیمات پرداخت غرامت بر حسب ریسک
– بررسی تاثیرات وقوع ریسک بر سازمان‌ها
– تقسیم‌بندی خدمات قابل ارایه توسط سازمان‌ها
– پیش‌بینی تحولات مورد نیاز برای معرفی زیان
– بسترسازی قانونی
– اجرای برنامه‌های مدیریت ریسک
– پایش و بازنگری

۴- الگوی مدیریت ریسک استرالیا و نیوزیلند
این استاندارد راهنمایی کلی برای اداره ریسک سازمان است. این استاندارد می‌تواند برای دامنه گسترده‌ای از فعالیت‌ها، تصمیمات یا عملیات هر نوع سازمان عمومی یا خصوصی، تشکل اقتصادی، انجمن، گروه یا فرد به‌کار برده شود. استاندارد، عناصر فرآیند مدیریت ریسک را مشخص می‌سازد، اما هدف آن اجباری نمودن و یکسان‌سازی سیستم‌های مدیریت ریسک نمی‌باشد. این استاندارد کلی و مستقل از صنعت خاص یا بخش اقتصادی معینی می‌باشد؛ به همین لحاظ براحتی قابل استفاده برای بیمه‌گران درمانی نیز می‌باشد. طراحی و اجرای مدیریت ریسک متاثر از نیازهای متنوع، اهداف ویژه، کالا و خدمات یک سازمان و نیز فرآیندها و عملیات به کار گرفته شده در آن خواهد بود. این استاندارد باید در تمامی مراحل چرخه فعالیت، عملکرد، پروژه، محصول یا دارایی به کار رود. بیشترین منفعت در صورتی حاصل می‌شود که فرآیند ریسک از آغاز مورد استفاده قرار گیرد.

فرآیند مدیریت ریسک  شامل مراحل زیر است:
الف- گفتگو و مشاوره
گفتگو و مشاوره از موارد مهم در هر مرحله از فرآیند مدیریت ریسک به‌حساب می‌آید. در این مرحله با  یک جریان دو سویه تبادل اطلاعات بین ذینفعان وتصمیم‌سازان که بیشتر بعنوان یک فرآیند مشاوره‌ای به‌حساب می‌آیند، روبرو هستیم. در نخستین مرحله، فرآیند برقراری ارتباط با ذینفعان داخلی و خارجی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این ارتباط باید موضوعاتی را مورد توجه قرار دهد که به نوع ریسک و فرآیند مدیریت آن توجه داشته باشد. ارتباطات موثر داخلی و خارجی موجب حصول اطمینان ذینفعان از تصمیمات اصولی اتخاذ شده توسط مسولین اجرایی مدیران در اداره ریسک‌ است. زیرا ذینفعان هر یک بر اساس درک و آگاهی خود در رابطه با ریسک‌های مختلف به قضاوت می‌پردازند، که البته این قضاوت‌ها به سبب تفاوت در ارزش‌ها، نیازها، مفاهیم و نگرانی‌های ویژه هر فرد بسیار متفاوت است. از آنجایی که دیدگاه‌های ذینفعان تاثیرات بسزایی در تصمیمات متخذه دارد لذا ثبت میزان درک و شناسایی آنها از ریسک‌ها در فرآیند تصمیم‌سازی حایز اهمیت است. استفاده از تخصص‌های مختلف در یک گروه مشاوره‌ای می‌تواند به زمینه‌سازی مناسب و کسب اطمینان از شناسایی موثر ریسک در فرآیند تحلیل آن کمک نماید. از این دیدگاه‌های مختلف همچنین می‌توان در بخش‌های دیگر فرآیند مدیریت ریسک همچون مواجهه نیز بهره‌مند شد. رویارویی با یک مساله به مدیران فرصتی برای حل آن می‌دهد و برای ذینفعان مجالی برای شناخت مساله مورد نظر فراهم می‌آورد. همچنین این امکان را فراهم می‌آورد تا مدیران از پشتیبانی ذینفعان در بکارگیری اقدامات کنترلی خاص و مواجهه با ریسک بهره‌مند شوند. مستندات و سوابق فرآیند گفتگو و مشاوره به عواملی همچون میزان و حساسیت فعالیت گروه مشاوره بستگی دارد.

ب- زمینه‌سازی
در بخش زمینه‌سازی، اهداف و پارامترهای اصلی فرآیند مدیریت ریسک تعیین می‌شوند. زمینه در حقیقت محیط داخلی و خارجی سازمان محسوب می‌شود و با توجه به محیط‌های مذکور اهداف هر بخش از فعالیت‌های فرآیند مدیریت ریسک تعیین می‌گردند. لذا شناخت تاثیرات متقابل  محیط بیرونی و درونی سازمان  به هدف گذاری صحیح فعالیت‌ها کمک می‌نماید.
– زمینه‌سازی برون سازمانی
در این مرحله به شناخت محیط بیرونی سازمان پرداخته می‌شود، که عموما شامل موارد زیر می‌باشد:
محیط کسب و کار اجتماعی، قانونی، فرهنگی، رقابتی، مالی و سیاسی
نقاط قوت و ضعف سازمان، فرصت‌ها و تهدیدها
ذینفعان خارج سازمان و
عوامل محرک اصلی خارجی.

توجه به برداشت‌ها و ارزش‌های ذینفعان خارجی و برقراری سیاست‌ برای ارتباط با این گروه بسیار با اهمیت است. ایجاد بستر بیرونی برای کسب اطمینان از مورد توجه قرار دادن ذینفعان و اهداف آنها به هنگام تدوین معیارهای مدیریت ریسک، همچنین توجه مناسب به تهدیدها و فرصت‌های ایجاد شده خارجی، حایز اهمیت است.

– زمینه سازی داخلی
درک سازمان از فرآیند مدیریت ریسک در تمامی سطوح ضروری است. عوامل کلیدی در این زمینه‌سازی شامل موارد زیر می‌باشد:
فرهنگ
ذینفعان داخلی
ساختار
توانایی‌ها (قابلیت‌ها) بر حسب منابع از جمله افراد، سیستم، فرآیندها، سرمایه و …
اهداف و راهبردهای مورد نظر

دلایل اهمیت زمینه‌سازی داخلی عبارتند از:
مدیریت ریسک در بستر اهداف سازمان بوقوع می‌پیوندد.
ریسک اصلی اکثر سازمان‌ها شکست در نیل به اهداف بلند مدت راهبردی، کسب و کار و یا پروژه‌ای آنها  می‌باشد و یا آنکه در استنباط ذینفعان دچار شکست می‌شوند.
خط‌مشی، اهداف و منافع سازمانی به تعیین خط‌مشی ریسک سازمان کمک می‌نماید.
اهداف ویژه و معیارهای یک پروژه یا فعالیت باید در پرتو اهداف سازمان به عنوان یکی از ارکان سازمان مد نظر قرار گیرد.

– ایجاد بستر مدیریت ریسک
باید اهداف، راهبردها، دامنه کاربرد و معیارهای فعالیت بخشی از سازمان که فرآیند مدیریت ریسک  در آن به اجرا در می‌آید، تدوین گردد. در شروع فرآیند توجه به تعادل هزینه‌ها، منافع و فرصت‌ها ضروری است.

تنظیم دامنه و حدود کاربرد مدیریت ریسک مستلزم موارد ذیل است:
تعیین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت سازمان، فرآیند، پروژه یا فعالیت
شفاف نمودن ماهیت اصلی تصمیمات
تعیین ابعاد زمانی و مکانی فعالیت یا پروژه
شناسایی چارچوب مطالعات مورد نیاز
شناسایی دامنه کاربرد اهداف و منابع مورد نیاز
تعیین گستره فعالیت‌های مدیریت ریسک

موضوعات ویژه‌ای که ممکن است مورد بحث قرار گیرند که عبارتند از:
نقش و مسوولیت بخش‌های مختلفی که در فرآیند مدیریت ریسک مشارکت می‌نمایند.
تعیین مسیرهای ارتباطی واحد مدیریت ریسک با سایر واحدهای سازمان.

 د- برنامه‌ریزی مدیریت ریسک
برنامه مدیریت ریسک باید چگونگی اجرای آن را در سازمان تشریح نماید. برنامه‌های مواجهه با ریسک ممکن است جدا و یا بعنوان بخشی از برنامه‌های مدیریت ریسک مطرح شوند. هدف از برنامه مدیریت ریسک استقرار این بخش از مدیریت در تمامی فعالیت‌ها و فرآیند‌های مهم تجاری سازمان است، بطوریکه مرتبط، موثر، کارا و مستمر باشد. در برخی موارد خاص، مدیریت ریسک جایگزین تدوین خط‌مشی‌ها، برنامه‌ریزی استراتژیک و بازرگانی و فرآیند مدیریت تحول می‌گردد. در بیشتر موارد نیز جایگزین مدیریت دارایی‌ها، حسابرسی، تداوم بازرگانی، مدیریت محیط، کنترل تقلبات، مدیریت منابع انسانی و مدیریت پروژه و سرمایه‌گذاری می‌گردد. برنامه مدیریت ریسک ممکن است شامل بخش‌های ویژه‌ای همچون فعالیت‌ها، مناطق،  پروژه‌ها، عوامل و یا فرآیندهای خاص باشد. در عمل این بخش‌ها ممکن است دارای برنامه‌های مجزایی باشند که باید در خط مشی‌های مدیریت ریسک سازمان گنجانده شوند.
آگاهی و تعهد در سطوح ارشد مدیریتی در اداره ریسک از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. این امر از طریق بکارگیری اقدامات زیر امکان‌پذیر است:
اخذ حمایت‌های فعال و متداوم مدیران عالی و ارشد در فرآیند مدیریت ریسک و دیگر فرآیندهای تدوین و اجرای خط مشی‌ها و برنامه‌های اداره ریسک
انتصاب یکی از مدیران ارشد و یا سمت‌های مشابه برای پشتیبانی و حمایت از اهداف مدیریت ریسک
بدست آوردن حمایت و تعهد لازم تمامی مدیران ارشد برای اجرای برنامه‌های مدیریت ریسک

هیات مدیره و مدیران اجرایی سازمان‌ها موظف به تشریح و مستندسازی خط مشی‌های مدیریتی خود در قبال ریسک‌های مختلف می‌باشند. خط مشی‌های سازمان در حقیقت شامل اهداف و تعهدات سازمان در زمینه مدیریت ریسک  می‌باشد.

۵- الگوی مدیریت ریسک انگلستان
این الگو شامل دو مرحله زیر است:
الف- ارزیابی ریسک شامل:
تحلیل
شناسایی
توصیف
تخمین
ارزشیابی

ب-اقدامات کنترلی ریسک شامل:
گزارش
تصمیم‌گیری اقدامات مواجهه
گزارش پایش ریسک‌های رسوبی
مواجهه

۶- الگوی مدیریت ریسک ژاپن
الگوی مدیریت ریسک  ژاپن شامل اجزای زیر است:

الف) شناسایی ریسک فاکتورها با توجه به طبقه‌بندی زیر:
ریسک‌های مربوط به ادامه فعالیت سازمان
ریسک‌های بالینی، شامل ریسک‌هایی که بطور مستقیم بر ارایه خدمات تاثیر می‌گذارد.
ریسک‌های فیزیکی، شامل ریسک‌های تاثیرگذار بر محیط کار
ریسک‌های پروژه، شامل ریسک‌های تاثیرگذار بر اجزای برنامه‌ها و تغییر آنها
ریسک‌های مالی و سازمانی، شامل ریسک‌هایی که موجب ایجاد شکاف عمیق بین خط مشی‌ها و روندهای انجام کار شده و یا موجب صرف بالای هزینه‌ها می‌شوند.

ب) تعین احتمال و شدت وقوع ریسک
ریسک‌ها از لحاظ میزان احتمال و شدت وقوع ریسک به چهار دسته تقسیم می‌شوند:
دارای احتمال وقوع بالا و شدت کم
دارای احتمال وقوع بالا و شدت بالا
دارای احتمال وقوع کم و شدت بالا
دارای احتمال وقوع کم و شدت کم.

ج) تعیین سطوح ریسک
ریسک‌ها پس از شناسایی و تعیین احتمال وقوع و شدت آنها به چهار سطح برای مواجهه تقسیم می‌شوند.
ریسک‌هایی که سریعا باید حذف شوند.
ریسک‌هایی که نیاز به پایش بیشتری دارند و برنامه خاص اضطراری برای آنها باید تنظیم شود.
ریسک‌هایی که نیاز به پایش دارند، ولی تنظیم برنامه خاص اضطراری برای آنها الزامی نیست.
ریسک‌هایی که نیاز به اولویت‌بندی ندارند، اما نباید آنها را نیز از نظر دور داشت.

د) تعیین میزان پتانسیل قابل تحمل و یا اجتناب از ریسک
در این مرحله توان مالی سازمان‌ها در خصوص مواجهه با ریسک بررسی می‌شود. در برخی موارد سازمان‌ها ترجیح می‌دهند از پذیرش ریسک اجتناب نموده و یا آنرا منتقل نمایند.

ه) انتخاب اقدامات کنترلی
اقدامات کنترلی بر اساس گزارشات کمیته مدیریت ریسک توسط هیات مدیره و با اطلاع سهامداران در زمینه ریسک‌های عمده اتخاذ خواهند شد.

۷- الگوی مدیریت ریسک سوئیس
مراحل شکل‌گیری این الگو عبارتند از:
شناسایی و اولویت‌بندی ریسک‌ها
تخفیف ریسک
کنترل ریسک‌های رسوبی و سایر اقدامات مورد نیاز
گزارش و پایش ریسک
نهادینه کردن فرآیند مدیریت ریسک
ممیزی
بازنگری کلی فرآیند مدیریت ریسک

۸- الگوی مدیریت ریسک فرانسه
هدف این مدل ارایه یک فرآیند منطقی برای مدیریت ریسک سازمان‌ها است. این استاندارد شامل دو مرحله ارزیابی و کنترل ریسک برای اجرای فرآیند مدیریت ریسک است.
مرحله ارزیابی ریسک خود شامل ۳ مرحله فرعی زیر می‌باشد:
شناسایی: شامل بازنگری کلیه فعالیت‌های سازمان و شناسایی مناطق نامطمئن عملکردی
تحلیل: شامل چگونگی شناسایی مناطق نامطمئن عملکردی و میزان تاثیر آنها بر فعالیت‌ها براساس دامنه، کیفیت، طول مدت و هزینه
اولویت‌بندی: شامل اولویت‌بندی ریسک‌های شناسایی شده بر اساس میزان اقدامات مورد نیاز برای مواجهه با آنها

مرحله کنترل ریسک نیز شامل ۴ مرحله فرعی زیر می‌باشد:
مرحله مواجهه شامل شناسایی اعمال مورد نیازی که فورا برای کاهش و یا حذف اثرات ریسک بایستی انجام پذیرد.
برنامه‌ریزی شامل تدوین برنامه‌های مورد نیاز برای رویارویی با ریسک‌های اصلی
مرحله پایش شامل نظارت بر ریسک‌های شناسایی شده
مرحله ایجاد ارتباط و تعامل شامل ارایه گزارش و مستندات به مدیران و تصمیم‌گیران.

۹- الگوی مدیریت ریسک کانادا
طبق این استاندارد ریسک دارای سه محور اصلی تواتر، شدت و درک زیان می‌باشد. طبق این استاندارد درک ریسک بسیار با اهمیت‌تر از مهارت‌های تخمین ریاضی و یا چگونگی و کمیت ریسک دارد. این استاندارد به تاثیرات ریسک بر روی سهامداران نیز اشاره دارد. این استاندارد چرخه‌ای از تخمین، ارزیابی و کنترل ریسک ارایه می‌دهد. همچنین روش‌های مالی ریسک نیز در این استاندارد به تفصیل بیان می‌گردد.

۱۰- الگوی مدیریت ریسک کره جنوبی
این مدل از اوایل سال ۱۹۹۰ میلادی برای کمک به سازمان‌های بازرگانی  برای ارتقای فرآیند مدیریت ریسک و سیستم‌های کنترل داخلی، توسط انجمن مدیریت ریسک کره جنوبی ارایه گردید. در گونه‌های اولیه این مدل، چارچوب اصلی بر پایه حسابرسی حساب‌های اصلی سازمان بنیان نهاده شده بود. در حقیقت پایه و اساس این مدل بر پایه نحوه مدیریت ریسک‌های مالی نهاده شده بود. در طی اجرای این مدل نیاز به ارتقای فرآیند مدیریت ریسک کاملا برای سازمان‌ها و دولت مشهود بود. در پاسخ به این نیاز، گونه جدیدی از این مدل در سال ۲۰۰۴ منتشر گشت که چارچوب آن را ریسک‌های مدیریتی تشکیل می‌داد و به تمامی ریسک‌های رودرروی سازمان در ابعاد مختلف مدیریتی پرداخته می‌شد. طبق استاندارد جدید، مدیریت ریسک بعنوان یک فرآیند مد نظر قرار می‌گیرد که دارای ویژگی‌های زیر است:
الف- تحت تاثیر بالای هیات مدیره، مدیران اجرایی و کارکنان قرار دارد.
ب- در سیاست‌گذاری‌های کلان سازمان جای دارد.
ج- برای شناسایی پتانسیل وقایع و تاثیرات آن بر سازمان طراحی می‌شود.
د- محور اصلی مدیریت ریسک‌ها بر ارزیابی آنها استوار است.
ه- یک تضمین واقعی برای نیل به اهداف سازمان است.

مراحل اصلی مدیریت ریسک در مدل فوق عبارتند از:
شناسایی محیط داخلی
هدف‌گذاری
شناسایی وقایع
ارزیابی ریسک
پاسخ به ریسک
اقدامات کنترلی
ارتباط و جمع‌آوری اطلاعات
پایش.

سطوح سازمانی درگیر در عملیات مدیریت ریسک در این مدل عبارتند از:
سطوح عالی
سطوح بخشی
واحدهای اصلی
واحدهای فرعی

۱۱- نتیجه‌گیری
همانطور که در بررسی تمامی مدل‌های مدیریت ریسک در کشورهای مورد مطالعه مشهود می‌باشد، شناخت تمامی عوامل تهدید کننده فعالیت یک سازمان و طریقه‌های رویارویی با آنها با روشی علمی و همگن، از اصول اساسی طراحی مدل‌ها است. از مشترکات تمامی الگوها، توجه به کمی سازی ریسک و دو واحد تواتر و شدت است که از اصول زیربنایی استانداردها بشمار می‌آید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

займ на карту онлайн срочный займ на карту займ на карту срочно без отказа