займы с плохой кредитной историей

در یک راه حل هوش تجاری یا BI ارائه شده برای یک سازمان، افراد مختلفی در بخش های مختلف درگیر می شوند. این افراد ممکن است از نرم افزارهای کاربردی و تکنولوژی های مختلف در مراحل مختلف شامل جمع آوری، ذخیره سازی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نتایج به دست آمده، استفاده کنند. برای این منظور، ابزارهای مختلفی توسط شرکت های مختلف تهیه شده اند. ابزارهای هوش تجاری نرم افزارهای کاربردی هستند که برای فرآیندهایی که در BI وجود دارند، طراحی شده اند و با آنها می توان اطلاعات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و آنها را به صورت مناسبی ارائه کرد.
در مراحل مختلف BI با توجه به عملیات مورد نظر در آن مرحله از تکنیک های مختلفی استفاده می شود که در ادامه به بیان آنها خواهیم پرداخت. لازم به ذکر است ابزار طراحی شده نیز بر مبنای این تکنیک ها هستند.

  1. ETL
  2. انبار داده – Data Warehouse
  3. OLAP
  4. داده کاوی (Data Mining)
  5. نرم افزارهای گزارش گیری
  6. On-Line Transaction Processing
  7. Intelligent Decision Support System
  8. Intelligent Agent
  9. Knowledge Management System
  10. سیستم مدیریت زنچیره تامین – Supply Chain Management
  11. سیستم مدیریت ارتباط با مشتری – Customer Relationship Management
  12. سیستم برنامه ریزی منابع سازمان – Enterprise Resource Planing
  13. سیستم اطلاعات سازمانی – Enterprise Information Management

ابزارها و تکنیک ها در سطوح مختلفی قرار می گیرند به گونه ای که سطوح پایین تر خود، ابزارها و تکنیک های سطوح بالاتر محسوب می شود. می توان گفت برخی از تکنیک ها به صورت افقی (horizontal) و برخی به صورت عمودی (vertical) در هوش تجاری مورد استفاده قرار می گیرند. تکنیک های افقی تکنیک هایی هستند که در اکثر بخش ها و اجزای هوش تجاری مورد استفاده قرار می گیرند. مانند OLAP، پردازش های هوشمند، داده کاوی، سیستم های خبره و… تکنیک های عمودی تکنیک هایی هستند که با استفاده از برخی تکنیک های افقی و برخی تکنیک های خاص در حوزه خاصی از فرایند تجاری سازمان کارایی دارند. از این رو تکنیک های افقی نیازمند دقت بیشتری در پیاده سازی و گسترش هستند به طوری که بتوانند با اجزای مختلف در platform های مختلف در رابطه باشند.  پیاده سازی این اجزا بر اساس استانداردهای خوب یکی از چالش های مهم در رابطه با هوش تجاری است.

می توان در معماری هوش تجاری برای سازمان، این دو بخش را از همدیگر جدا کرد و هوش تجاری را سبدی از جنس ابزارهای افقی دانست که هر ابزار عمودی را می توان در آن قرار داد. ایجاد یک معماری افقی ثابت برای یک سازمان، رشد هوش تجاری در آینده را ضمانت می کند.

داده ها با ورود به سیستم مورد پردازش قرار گرفته و تبدیل به دانش می شوند. سپس دانش به دست آمده مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج تحلیلی از آن حاصل می شود. از روی نتایج تحلیلی بینشی نسبت به سازمان پیدا می شود که بر اساس آن مدیران تصمیات لازم را اتخاذ می کنند و اعمالی برای بهبود عملکرد سازمان انجام می دهند.
از این دیدگاه تجاری اطلاعات موجود ابتدا قادر به پاسخگویی به این سؤال هستند: “در سیستم چه اتفاقی افتاد است؟” با پردازش اطلاعات موجود می توان به این سؤال پاسخ داد: “این اتفاق چرا رخ داده است؟” در نهایت با تصمیمی که مدیران اتخاذ می کنند می توان پیش بینی کرد: “چه اتفاقی خواهد افتاد؟”
فرایند BI را می توان به صورت زیر نشان داد:

داده ⇐ اطلاعات ⇐ دانش ⇐ برنامه قابل اجرا

  • داده به اطلاعات: فرایند تعیین داده هایی که باید در یک حوزه (context) خاص باید جمع آوری و مدیریت شوند
  • اطلاعات به دانش: فرایندی که شامل اجزای تحلیلی می شود. مانند: انبار داده ، OLAP، کیفیت داده ها، data profiling ، business rule analysis و داده کاوی
  • دانش به برنامه قابل اجرا: مهمترین جنبه از فرایند BI است. داده ای دارای ارزش است که بتوان از آن یک برنامه قابل اجرا یا Actionable Plan به دست آورد. این ویژگی از مهمترین پارامترهای سنجش ROI برای BI در یک سازمان است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

займ на карту онлайн срочный займ на карту займ на карту срочно без отказа