займы с плохой кредитной историей

📙📙 مقدمه:

عذرخواهی یک دقیقه ای داستان مدیر شرکتی است که در میانه این دوران پر تغییر، مرتکب اشتباهی شده است که ما به دفعات در تیتر روزنامه ها شاهدش هستیم.  جای تعجب نیست که چگونه مردمی اینچنین زرنگ و باهوش و ظاهراً موفق، قادرند بدین حد از مسیر اصلی فاصله بگیرند و آنچه را که واقعاً اهمیت دارد به دست فراموشی بسپارند. آن گاه هر چند وقت یکبار می بینیم که ب ر خلاف آنچه عقل سلیم حکم می کند، اشتباهاتشان را با عدم اقرار به آن و عدم عذرخواهی از اعمالی که مرتکب شده اند دو چندان می کنند. کاری که با یک تغییر به راحتی قابل تصحیح است. کن بلانچارد و جک براید به ما شیوه رویارویی موفقیت آمیز با اشتباهاتمان را با رموز یک عذرخواهی هدفمند نشان می دهند.

عذرخواهی یک دقیقه ای چیزی بیش از یک تکنیک است و بیش از کلمات صرف، روشی ساده برای زندگی و تفکر موفقیت آمیزتر است.

مرد جوان
مرد جوان در مقام معاون مدیر عامل، در جلسات هیئت مدیره زیادی حضور پیدا کرده بود اما تا کنون جلسه ای این چنینی ندیده بود. برای او که همیشه مدیرش را می ستود حکم یک شوک را داشت. می دانست مدیر عامل باید دست به اقدامات جدیدی بزند و در غیر این صورت موقعیت کارمندانش و آینده شرکت به مخاطره می افتاد. رئیس جلسه بسیار صر یح از مدیر عامل خواست در عرض یک هفته راه حلی ارائه دهد که آبرو و اعتبار شرکت مثل ارزش سهام آن در بازار فروش تنزل نکند و در صورتی که شیوه موثری نیابد که بتواند اعتماد دوباره هیات مدیره را جلب نماید، مدیرعامل جدید تعیین خواهد شد.
مدیرعامل جلسه را ترک نمود و از مرد جوان خواست تمام آخر هفته را با او در تماس باشد تا راه حلی بیابند. مرد جوان به یادش آمد که می تواند از مدیر یک دقیقه ای که دوست پدرش بود کمک بگیرد. لذا برای او پیغامی ارسال نمود تا در صورتی که امکان داشته باشد، از راهنمایی های او بهره بگیرد.

مدیر یک دقیقه ای
مدیر یک دقیقه ای با کمال میل آمادگی خود را در این مورد اعلام نمود و گفت: راز نیرومندی وجود دارد که به بسیاری از مردم را آموزش داده ام و زمانی که آن را به طور موثر به کار ببندند، خواهند توانست مشکلاتشان را آسانتر حل و فصل نمایند. اسم این تاکتیک عذرخواهی یک دقیقه ای است. ظاهراً همان چیزی است که مدیرعامل تو هم به آن نیاز دارد.
“سخت ترین بخش عذرخواهی، دانستن و اقرار به این نکته است که اشتباه کرده ایم”

عذرخواهی یک دقیقه ای
قبل از هر چیز باید از گفتن کلماتی نظیر “شاید”، “باید”، “اگر می توانستم” و “اگر فقط” پرهیز کرد. این ها کلمات نگران کننده ای هستند که باعث می شوند احساس شکست، دلسردی و پریشانی به فرد دست بدهد و او را در گذشته هایش نگهداشته و مانع از بروز بهترین عملکرد شود. همچنین فرد را از صادق بودن با خودش باز می دارد.
مرد جوان مشکلات شرکت را برای مدیر یک دقیقه ای توضیح داد و او اقرار کرد که ظاهراً موضوع بسیار جدی است و در صورتی که برنامه دقیقی برای کارها ریخته نشود، ممکن است کل شرکت فرو ریزد. مدیر یک دقیقه ای گفت: در حال حاضر قویاً فقط یک کار است که مدیرعامل می تواند انجام دهد تا به طور چشمگیری کارها بهتر و مساعدتر شود و آن هم عذرخواهی یک دقیقه ای است. انجام مناسب و به موقع عذرخواهی یک دقیقه ای یکی از نیرومندترین کارهایی است که هر انسانی می تواند برای ترمیم موقعیتهایی نظیر این از آن استفاده کند.
همچنین او توضیح داد: من بیش از بیست سال ۳ رمز مدیریت را به کار بستم. هدف گذاری یک دقیقه ای، تقدیر و توبیخ رسمی. بعد از سالها تدر یس این نکات به مدیران دریافتم در صورتی که خود مدیران مرتکب اشتباهی شوند نیاز به رمز دیگری به نام عذرخواهی یک دقیقه ای است. قدرت واقعی عذرخواهی یک دقیقه ای در عمل به آن نهفته است نه فقط در بیان آن.
“قدرت عذرخواهی یک دقیقه ای عمیق تر از کلمات صرف است.”
در صورتی که مدیری دچار اشتباهی شود، اشتباهات روز به روز بدتر شده و روابط را مسموم می کنند. عذرخواهی نه تنها دارای نیروی پتانسیل تصحیح اشتباهات است بلکه موجب جلب اطمینان دوباره دیگران نسبت به شخص نیز می شود. در این حالت شخص با دلیل اصلی صدمه ای که زده مقابله می کند نه با اثرات و نشانه هایش. عذرخواهی غالباً در عرض یک دقیقه بیان می شود گویا این که برای ترمیم و بازسازی مجدد اوضاع نیاز به زمان قابل توجهی است. در عذرخواهی یک دقیقه ای نیاز به هیچ عذر و بهانه، قربانی کردن خود یا بیان داستانی شورانگیز نیست، بیان مستقیم اصل مطلب  بسیار تأثیرگذارتر است. قسمت مشکل و زمان بر آن، رسیدن به صداقت کامل با خود و قبول مسئولیت اشتباه خود پیش از عذرخواهی کردن است.

“در کنه اکثر مشکلات، حقیقتی وجود دارد که نمی خواهیم با آن روبرو شویم”
مشکلات دقیقاً از لحظه ای که فرد از مواجه شدن با حقیقت طفره رود شروع و مرتباً بدتر و در نهایت از کنترل خارج می شود.
وقتی فرد تلاش می کند با حقیقت قطع رابطه کند که “هرگز این اتفاق نیفتاده” و یا “تقصیر من نبوده است” درصدد انکار یا تکذیب آن حقیقت است و نمی تواند عذرخواهی کند. او هرگز نمی تواند بپذیرد که در اشتباه است. عموماً این افراد حالت تدافعی به خود گرفته و تمایلی به شنیدن انتقادات ندارند.
صادق بودن با خود و پذیرش مسئولیت صدماتی که به دیگران وارد شده نیازمند فروتنی و شهامت است. رهبران بزرگ وقتی کارها خوب پیش می رود از دیگران ستایش و قدردانی می کنند و وقتی کارها بر وفق مراد نباشد، مسئولیت کامل آن را خودشان بر عهده می گیرند. درست برعکس رهبران خودپسند که وقتی کارها درست پیش برود، افتخار و احترامش را نصیب خود می کنند و برای پیشرفت ناصحیح کارها دیگران را مورد سرزنش قرار می دهند.
وقتی فرد تسلیم شده و اشتباه خود را می پذیرد، می فهمد که بدون توجه به هر پیامدی باید از افرادی که به آنها آسیب رسانده عذرخواهی کند.
“هر چه عذرخواهی دیرتر انجام شود، ضعف و سستی در این کار بدخواهی تلقی می شود.”

اگر فرد نتواند نسبت به رویداد خاص فعلی صداقت داشته باشد دیگران تصور میکنند در مورد مسایل دیگر هم دروغ می گوید. از نظر افرادی که از عذرخواهی امتناع می کنند عذرخواهی یک ضعف تلقی می شود و این از آنجا ناشی می شود که بیشتر مردم دوست دارند همیشه خوب و درست به نظر بیایند و مشکل همیشه خوب و درست به نظر رسیدن این است که باید یک نفر دیگر این وسط بد به نظر برسد و کار اشتباه را او کرده باشد. اگر مردم دست از این درست به نظر رسیدن بردارند و در جاهایی که قابل قبول است به عنوان عکس العمل پذیرفتنی و بر حق از اشتباهاتی که مرتکب شده اند عذرخواهی کنند در این صورت، صداقت و اخلاص، جانشین سرپوش گذاریها خواهد شد. در این جا لازم است که به فرد آسیب دیده دقیقاً گفته شود که چه اشتباهی از فرد خاطی سرزده است. ضمن این که او باید صریحاً احساس خود را نسبت به کارهایش بیان کند که مثلاً آشفته، دستپاچه، ناراحت یا خجالت زده است، با این کار نشان می دهد که عذرخواهی واقعی بوده و بر رابطه صادقانه خود با طرف مقابل صحه می گذارد.

تمامیت
صداقت یعنی گفتن حقیقت به خودمان و دیگران، تمامیت یعنی زندگی بر طبق آن حقیقت. زمانی که فرد تسلیم واقعیتی می شود و آن را می پذیرد، صداقتش را نشان می دهد و وقتی به چیزهایی که گفته عمل می کند، تمامیتش را نشان می دهد.
تمامیت یعنی ثبات قدم در فکر و عمل. یعنی در هر موقعیتی مطابق آن انسانی که واقعاً می خواهی باشی عمل کنی و این مستلزم تصحیح اشتباهات است.
آنچه که فرد مایل است، مردم در حال و آینده در مورد او فکر کنند دقیقاً آن چیزی که او می خواهد آنگونه باشد و این مستقیماً روی تمایل برای عذرخواهی تأثیر می گذارد. بدین ترتیب مشاهده می کنیم عذرخواهی یک دقیقه ای علاوه بر تلاش برای تصحیح اشتباهات، روشی است برای تعدیل و آرایش دوباره رفتار.
“آنچه از شما به یادگار می ماند زندگی شماست.”

همه انسانها دارای کاستی هایی هستند و هیچکس کامل نیست. در نتیجه ممکن است کارهایی انجام دهد که با آنچه مایل است از خود بر جای گذارد ناهماهنگ و متضاد باشد. اما تمامیت فرد با سرعتش در تصحیح این اشتباهات سنجیده می شود و این که چقدر سریع به مسیر درست برگردد.
گاهی اوقات ما اشتباه می کنیم. روی غرور یا خویشتن بینی مان تأثیر بیش از حد می گذارد و اجازه نمی دهد به اشتباهاتمان اعتراف کنیم و خودمان را ببخشیم. ظاهراً اشتباه مثل تخلف یا پیمان شکنی می ماند که نمی توانیم به هیچ وجه فراموشش کنیم. وقتی مرد در می یابند که صدمه وحشتناکی به کسی وارد کرده اند قدرت بخشیدن خودشان را از دست می دهند. آنها احساس بسیار بد و رعب آوری نسبت به صدمه زدن یا ناامید کردن یک فرد دیگر دارند. فکر بخشیدن خود، ساده است. اما انجامش همیشه آسان نیست و آن چیزی که بخشیدن خود را تا این حد مشکل می سازد روبرو شدن با دو حقیقت است: اول این که کار اشتباهی در رابطه با یک نفر انجام داده ای که باید تصحیح شود. دوم این که کار تو در تضاد با شخصیتی است که می خواهی باشی یا دوست داری دیگران فکر کنند که هستی.
برای اثبات این که خود شخص بهتر از رفتار بدش است باید اشتباه خود را ببخشد.

اصلاح اشتباهات نشان می دهد شخص خالصانه و از صمیم قلب در صدد بازگرداندن اعتماد از دست رفته است. تنها زمانی عیوب اصلاح می شود که فرد رفتار خود را تغییر دهد و اشتباهش را جبران کند و این کار به شکلی انجام شود تا شخص موردنظر ارزش و اهمیت آن را درک کند. بدین منظور لازم است از فرد آسیب دیده سئوال شود که برای جبران اشتباه پیش آمده چه کاری میتوان انجام داد. بیشتر مردم از یک عذرخواهی خالصانه استقبال می کنند و بیشتر از شما مشتاقند جریان را فراموش کنند. اما عذرخواهی یک دقیقه ای بدون تلاش صمیمانه و خالصانه برای جبران اشتباهات ناقص است. تنها روش برای نشان دادن پشیمانی از عمل انجام شده، تغییر رفتار است آن هم به شکلی که فرد آسیب دیده بفهمد تو متعهد هستی دیگر آن اشتباه را تکرار نکنی.

در پی نتیجه نباشید
عذرخواهی نباید به خاطر کسب نتیجه یا گرفتن پاسخ باشد، چه مردم تو را ببخشد چه نه.

عذرخواهی برای کسب نتیجه نیست، عذرخواهی برای این است که می دانی اشتباه کرده ای و این کار صحیحی است که می توانی برای جبرانش انجام دهی.

غالب مردم به هنگام انجام امور فقط روی نتیجه تمرکز می کنند و این که از نظر دیگران چگونه هستند. در حالی که تمرکز توجه و حواس بر روی کار و نحوه انجام آن کار را بسیار لذتبخش می سازد. می بایست به طور کامل در کاری که می کنیم حضور داشته باشیم به عوض این که نگران چیزهایی که در هفته آینده پیش خواهد آمد باشیم.
غالباً مردم واقعاً نمی دانند چگونه یک عذرخواهی موثر انجام دهند و به همین دلیل از آن طفره می روند و به همین دلیل که دل و جرأت این را ندارند که بگویند اشتباه کرده اند، موضوعات خیلی کوچک ناگهان از کنترلشان خارج می شود و در برخی موارد حتی قابل ذکر در اخبار روزنامه ها می گردد. اینان ظاهراً نمی دانند کی و چگونه عذرخواهی کنند. گاهی خودشان را در حال زیر لب زمزمه کردن ببخشید یا متأسفم می بینند. این عکس العمل ضعیف است که هیچ گونه تأثیر روی طرف مقابل ندارد. ( اگر کار اشتباهی چه عمدی و چه غیر عمد در مورد کسی انجام نداده ایم، صرف جلب توجه کسی انجام عذرخواهی کار درستی نیست. زیرا در این صورت با خود صادق نبوده ایم.)
وقتی دیدگاههای دو طرف در مورد لزوم عذرخواهی، متضاد و ناسازگار است، پیامد طبیعی آن، یک تصمیم ناسازگار می شود. در این صورت نیاز به یک فرد آگاه بی طرف است که به صحبتهای هر دو نفر گوش فرا داده و کمک کند تا به یک راه حل عملی برسند. صرف این که فرد به خاطر نمی آورد که چه آسیبی به طرف مقابل رسانده دلیل نمی شود که از انجام عذرخواهی طفره برود. ممکن است آن واقعه برایش مهم نبوده یا آنقدر مشغول و گرفتار بوده که متوجه نشده چقدر کارش روی شخص مقابل تأثیر گذاشته و او را رنجانده است. کم توجهی به سخنان، افکار و نظرات اشخاص می تواند به آنها آسیب برساند. در این صورت باید به آنان اطمینان داد که منظور بدی نداشته و نمی خواسته به ایشان آسیب برساند و مایل است وضع پیش آمده را اصلاح کند. وقتی ما از صمیم قلب عذرخواهی می کنیم، خودمان را می بخشیم، کارمان را جبران می کنیم و نشان می دهیم تغییر کرده ایم. در این صورت به آرامش روحی می رسیم. آنان که اطراف ما هستند نیز با این کار به آرامش خاطر می رسند. بر روی بسیاری از چیزهایی که اطراف ما هستند از جمله آرامش خاطر نمی توان قیمتی گذاشت. چون ارزششان معنوی است و آن قدر دم دست هستند که هیچ هزینه ای بابت دریافتشان پرداخت نمی کنیم، با این وجود آنها را ندیده و کیلومترها دورتر به دنبالشان می گردیم.
در سازمانها بسیاری از مشکلات دفتری، نتیجه رفتارهای ناسازگار، متضاد و زیان آور، تنگ نظری ها و کوته بینی هاست. حال آن که بقیه به دلیل اتفاقات، اشتباهات، غرور، خودبینی، غفلت و بی توجهی یا حماقت صرف است.

بهترین عذرخواهی از کسی که به او آسیب رسانده ای این است که بگویی اشتباه کرده ای، ناراحت هستی و می خواهی جبرانش کنی

این به ما یاد می دهد که از تأثیری که رفتارمان بر دیگران می گذارد آگاه تر شده و در آینده دقیق تر و با ملاحظه تر باشیم. در این صورت می توانیم بر دیگران تأثیر گذاشته و نهایتاً آنها را هم نسبت به تأثیر رفتارهایشان بر دیگران حساس تر و با ملاحظه تر کنیم و کمکشان نماییم تا نیازی به عذرخواهی پیدا نکنند. کل راه جلوگیری از عذرخواهی همین است.

هر بار عذرخواهی یک دقیقه ای شما را از تأثیر رفتارتان بر دیگران آگاه تر می کند.

قبول مسئولیت
یکی از نکات مهم در عذرخواهی یک دقیقه ای پذیرش تقصیر داشتن است. تقصیر سهم ما در مشکلات یا نقش و تأثیری است که در آن داریم. گاهی به خاطر کاری که کرده ایم سکوت کرده و منفعل می شویم. در این صورت با خودمان و دیگران صادق نبوده ایم. در هنگام وقوع مشکل همواره باید بیندیشیم که نقش من در ایجاد این مشکل چه بوده است؟ اگرچه سرزنش دیگران به مراتب راحت تر است. دیدن خطا و اشتباه حتی از سوی دیگران و ابراز و بیان نکردن آن از ترس ناراحتی دیگران سهم ما را در آن افزایش می دهد.

تقدیر از خود
عمده ترین چیزی که باعث عدم صداقت و اقرار به اشتباهات و نهایتاً عذرخواهی می شود، احساس فرد نسبت به خودش است. افراد باید یاد بگیرند چگونه از خود تقدیر کنند. تقدیر فرد از خود به چهار عامل بستگی دارد. اولی سرنوشت است مانند انتخاب محل تولد، والدین، جنسیت و رنگ پوست که جبر زندگی است. دوم تجارب اولیه زندگی با بزرگترها مثل والدین، بستگان و معلمین. سوم موفقیت ها و شکستها در زندگی. چهارمین اصل خودارزشی، برداشت و استنباط ما از سه اصل اولیه است که از همه مهمتر و قویتر است. چون از روی این برداشت و استنباط است که ما تمام انتخابهای زندگی را انجام می دهیم. در اینجاست که باور ما از خود و از ارزشهای شخصی صرفنظر از تجارب گذشته مطرح می شود. در ۲ حالت نفس انسان از کنترل خارج می شود. اول غرور بیهوده، و خودبزرگ بینی و دوم عدم اعتماد به نفس و خودکم بینی. هر دو دسته افرادی هستند که در عذرخواهی دچار مشکلند. افرادی که دچار غرور بیهوده هستند نمی خواهند ضعفها و آسیب پذیری هایشان را با دیگران در میان بگذارند و آنان که عدم اعتماد به نفس دارند می ترسند بگویند اشتباه کرده اند چون ممکن است دیگران آنان را نالایق و بی کفایت تلقی کنند. هر دو دسته فاقد فروتنی و تواضع هستند و نمی فهمند که:

مردم متواضع خودشان را دست کم نمی گیرند، فقط در مورد خودشان کم فکر می کنند.

برای رفع این مشکل ما باید آگاهانه خودمان را از اعمالمان جدا کنیم. اگر ما فکر کنیم ارزش ما مشروط به اعمالمان و نظرات دیگران است، ارزیابی نادرستی از خود داشته و ناچاریم یا خود را بزرگتر از واقعیت جلوه دهیم یا به علت عدم اعتماد به نفس مدام به دفاع و حمایت از خود در برابر دیگران بپردازیم. در صورت وجود عشق بی قید و شرط به خود می توان احساس مثبتی به خود داشته و راحت تر در مورد عملکردمان قضاوت نماییم.

عزت نفس و عذرخواهی یک دقیقه ای
چه تعداد آدمهایی هستند که آسیب دیده اند یا قلبشان شکسته است به خاطر این که افرادی بهشان صدمه زده اند و شهامت اقرار به عمل اشتباه خود و عذرخواهی کردن از آنها را نداشته اند، آنها چه می توانند بکنند؟ معمولاً زمانی که شخصی باعث رنجش دیگری می شود، احساسات بد در ذهن او باقی می ماند و به کینه تبدیل می شوند. این کینه و دشمنی روز به روز عمیق تر و بزرگتر شده و می تواند حرکت و پیشرفت او را مختل کند. اما زمانی که بتواند با آن ناراحتی کنار آمده و در ذهنش آن را حل کند، به طور جادویی احساسات منفی و ترسهایش به یکباره ناپدید می شوند.
برای پاک کردن احساسات منفی دو راه وجود دارد. اول این که فرد خطاکار را بخشیده و اجازه دهیم آن رویداد از ذهنمان خارج شود. در حقیقت ذهن را آزاد سازیم. با درک این حقیقت که هیچکس کامل نیست و قبول این که مردم آن قدر درگیر مشکلات و مسائل خودشان هستند که فرصت دیدن احساسات دیگران را ندارند راحت تر می توان آنان را بخشید. دوم این که به آن شخص بگوییم که دقیقاً چه فکری می کنیم و چه احساسی داریم. وقتی ما شهامت به خرج داده تا با شخصی که برایمان اهمیت دارد، صادق باشیم در واقع به خودمان احترام گذاشته ایم. به او اجازه داده ایم بفهمد مایلیم با ما چگونه رفتار شود. همچنین به او نشان داده ایم چقدر برای رابطه مان با وی ارزش قائلیم و می خواهیم آن را حفظ و حتی شکوفا کنیم.

وقتی شما احساس خود را به شخصی که برایتان مهم است صادقانه بیان می کنید، نشان می دهید که برای خودتان و رابطه تان با او ارزش قایلید.

مهمترین مسئله در این جریان این است که به طرف مقابل کمک کنیم بفهمد کار ناشایستی انجام داده که باعث رنجش ما شده است و قول بگیریم که رفتارش را عوض کند.

لحظه حقیقی
مرد جوان پس از آموختن تکنیکهای عذرخواهی یک دقیقه ای، رموز آن، فواید و کارکردهای آن، بعد از تعطیلات به شرکت بازگشت. به دفتر مدیرعامل رفته و گفت: یکی از چیزهایی که این هفته یاد گرفتم این بود که یک عذرخواهی به شما بدهکارم. شما از صراحت و روراستی من تشکر می کنید اما من اخیارً نه با شما و نه با خودم روراست نبودم. مدتهاست که جزئی از مشکل شده ام، نه راهی برای حل آن. من شاهد اشتباهاتی در سازمان بودم اما هیچگاه شهامت گفتن را پیدا نکردم. از این که پیش از اینها حققت را به شما نگفتم شرمنده ام. اما می ترسیدم اطمینان شما و شغلم را از دست بدهم… و در آخر گفت می خواهم به شما پیشنهاد کنم از هیئت مدیره عذرخواهی کنید.
مدیرعامل گفت: آنچه تو امروز راجع به عذرخواهی یک دقیقه ای توضیح دادی قطعه گم شده تفکرات من بود . در این مدت من هم روی یک برنامه کاری که تصور می کنم بتواند یان وضعیت منفی را معکوس کند و شرکت را روی خط درس بیندازد کار کردم. اما این برنامه زمانی فایده دارد که بتوانم اعتماد هیأت مدیره را دوباره جلب کنم.

عذرخواهی یک دقیقه ای شیوه قدرتمندی است برای تصحیح اشتباهی که کرده اید و ترمیم دوباره اعتمادی که یک رابطه خوب به آن نیاز دارد.

در روز مقرر در جلسه هیئت مدیره، مدیر عامل چنین آغاز کرد: تا اینجا همه شما از وخامت اوضاع کنونی شرکت اطلاع دارید و من مسئولیت کامل اشتباهاتم در قضاوت را که در شدت بخشیدن به این مشکل دخالت داشته به عهده می گیرم. من از اعمالم شرمنده ام. از این به بعد می خواهم درست عمل کنم و …
همچنان که مدیرعامل جمع بندی عذرخواهی یک دقیقه ای اش را می کرد، قیاف اعضا و جلسه آرام گرفت. سپس وی برنامه بازسازی را ارائه کرده و چگونگی پیاده سازی و اجرای جزء به جزء آن را شرح داد.
پس از پایان سخنان مدیرعامل و مشورت اعضای هیأت مدیره، رئیس جلسه خطاب به مدیرعامل گفت: من از طرف تمامی حضار صحبت می کنم. ما همگی قویاً تحت تأثیر سخنان شما قرار گرفتیم. از عذرخواهی ات تشکر می کنیم و آن را می پذیریم. اگر روی حرفهایی که زدی بایستی ما صد در صد پشتیبان برنامه بازسازی تحسین برانگیز و موثری که ارائه کردی هستیم.

مدیر یک دقیقه ای: خلاصه برداری
من سوالات زیر را از خودم می کنم و صادقانه به آنها جواب می دهم:
–    چه اشتباهی کرده ام؟
–    آیا کسی را اخراج کردم یا خواسته ها، آرزوها، احساسات و افکارش را دست کم گرفتم؟
–    آیا وقتی شایسته اش نبودم تقدیر یا پاداشی دریافت کردم؟
–    چرا این کار را کردم؟ آیا عمل نسنجیده، عجولانه و بدون فکری بود؟ آیا حساب شده بود؟ آیا نتیجه ترس، خشم یا عجز و ناکامی من بود؟ انگیزه ام از انجامش چه بود؟ چه مدت اجازه دادم ادامه پیدا کند؟ بار اول بود یا قبلاً تکرار شده بود؟
–    آیا این رفتار دارد جزئی از زندگیم می شود؟
–    چه حقیقتی وجود دارد که نمی خواهم با آن روبرو شوم؟
–    آیا خود من از رفتارهایم بهتر هستم؟

سپس کارهای زیر را انجام می دهم:
عذرخواهی یک دقیقه ای ام را با پذیرش آغاز می کنم.
•    من صادق هستم و پیش خود اقرار می کنم که مرتکب اشتباه شده ام و باید جبرانش کنم.
•    مسئولیت کامل اعمالم را بر عهده می گیرم و بی توجه به نتیجه، صادقانه نیاز به عذرخواهی از شخصی را که به او آسیب رسانده ام یا باعث رنجشش شده ام درک می کنم.
•    ضرورت فوری عذرخواهی را فهمیده ام و هر چه زودتر به انجامش اقدام می کنم.
•    به طور مستقیم به شخص آسیب دیده می گویم که اشتباهم چه بوده است.
•    احساسم را نسبت به کاری که با او کرده ام بیان می کنم.

عذرخواهی یک دقیقه ای ام را با تمامیت کامل می کنم.
•    دریافته ام آنچه انجام داده ام در تضاد با شخصی است که می خواهم باشم.
•    دوباره تایید می کنم که خودم از رفتارم بهترم و خودم را می بخشم.
•    با اصلاح رفتارم می فهمم که چقدر به شخص مقابل آسیب رسانده ام و با تغییر رفتار، تعهدم را به عدم تکرار آن نشان می دهم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

займ на карту онлайн срочный займ на карту займ на карту срочно без отказа