займы с плохой кредитной историей

طبق مطالعات شرکت IBM درباره مدیران IT در سال ۲۰۰۹، هوش تجاری و پایگاه داده تحلیلی اولویت نخست مدیران IT است. به نظر می رسد رهبران کسب و کار و فناوری اطلاعات به خوبی توانایی این فناوری را در افزایش کارآیی، دستیابی به اهداف، افزایش توان دید و همچنین افزایش توان اخذ تصمیمات درست جهت دستیابی به فرصت های جدید، درک نموده اند.

اما با این حال هنوز بسیاری از سازمان ها در حال بررسی برای پیاده سازی استراتژی های طرح های ابتکاری BI هستند که با بهبود سطح دسترسی به اطلاعات مورد نیاز سازمان، سبب بهبود کسب و کار گردد. پس از گذشت دهها سال از ایجاد زیرساخت های فناوری اطلاعات و انباشت اقیانوسی از انبوده داده ها به نظر می رسد بسیاری از سازمان ها خود را در سیلویی از دانش می بینند که پایش آن برایشان مشکل، درک آن پیچیده شده و محدود به توانایی و بینش آنان شده است.

مطابق نظرسنجی Computerworld تنها ۱۴% از سازمان ها توانسته اند بین استراتژی ها و اجرای این فناوری ها ارتباط برقرار نمایند.

در همان مطالعه ۶۷% این سازمان ها سه کمبود زمان، منابع و بودجه را علت این پدیده ادعا کرده اند.

مطابق گزارش تحقیق TDWI نیز میزان پذیرش کاربران از این فناوری فقط ۲۴% بوده است.

چرا چنین اختلافی بین نیاز کسب وکار و توانایی پاسخگویی هوش تجاری به این نیاز وجود دارد؟ اگر BI حقیقتا اولویت بالا دارد چطور ممکن است که مشکلات بودجه ای و منابع داشته باشد؟ چرا در شرکت هایی که شروع به اجرای BI نموده اند سطح پذیرش کاربران بسیار پایین است؟ و چطور ممکن است که BI اولویت نخست باشد ولی تا این حد موفقیت در آن کم باشد.

ما به این نتیجه رسیده ایم که دلیل آن این است که اغلب پیاده سازی های هوش تجاری صرفا توجه به مسائل تکنولوژی داشته اما چالش های موجود سر راه، فراتر از مسائل تکنولوژیکی است و اغلب آنها در واقع ماهیت غیرفنی داشته و به مواردی غیر از برنامه BI بر می گردد. در گفتگو با متخصصان سازمان های مختلف سراسر جهان، ما به این نتیجه رسیده ایم که بیشتر موانع بزرگ در این مدت شامل موارد زیر است:

عدم وجود استراتژی مشخص-وقتی شما ندانید که به چه میخواهید برسید شما هرگز به آن نخواهید رسید.

عدم وجود معیارها و یا شاخص هایی که بتوان موفقیت را اندازه گیری نمود، نبودن مدل کسب و کار و توجیه قابل نمایشی از ارزش آن

سیاست و فرهنگ نیز به راحتی با پذیرش کم مدیران، پذیرش کم کاربران و توانایی ایجاد تغییرات سبب خروج پروژه از مسیر می شود.

عدم وجود ساختار سازمانی مناسب برای هوش تجاری، با تاکید بر ارتباطات، جهت پیشنهاد مهارت ها و مدیریت برنامه ها و انجام حرکت های لازم.

راه حل های اجرا شده جزیره ای و مجزا و پر هزینه بوده بدون ارائه اطلاعات قابل اطمینان لازم و بازگشت سرمایه وعده داده شده.

به عبارت دیگر موانع اجرای موفق BI صرفا ماهیت تکنولوژیکی ندارند و در واقع اغلب اجتماعی و مربوط به درون سازمان می شوند و نتیجتا یک طرح ابتکاری BI می تواند به راحتی توسط این عوامل از مسیر خارج و به علت ارزش کم ایجاد شده و رفتار ناجور خود حرکت خود را در سازمان از دست بدهد.

پروژه هایی که موفق بوده اند اغلب حاصل یک ترکیب موفقیت آمیز از سه عامل افراد، فرآیندها، استراتژی های تکنولوژی بوده اند و بدون وجود این اجزاء دستیابی به موفقیت در استفاده از تکنولوژی بسیار مشکل خواهد بود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

займ на карту онлайн срочный займ на карту займ на карту срочно без отказа